پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا

کرد روشن عاقبت این سرمه آواز مرا

سیر از خود رفتن من می دهد بوی وداع

کرده اند از نکهت گل بال پرواز مرا

تهمت نقصان پر و بال مرا از کو تهیست

کرده است آسودگی مقراض پرداز مرا

دولت دنیا دل آسوده ام را نقش پاست

سایه بال هما صید است شهباز مرا

از چراغ خانه ام بزم حریفان در گرفت

چرب و نرمی شد زبان شکوه غماز مرا

بی رخت در انجمن چون مرده پروانه ام

شمع خواهد با تو گفت انجام و آغاز مرا

سیدا امروز کلکم اژدهایی می کند

خصم نادان می شمارد سحر اعجاز مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
  2. شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
  3. شمارهٔ ۴۰ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها
  4. شمارهٔ ۴۱هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
  5. شمارهٔ ۴۲ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها
  6. شمارهٔ ۴۳مشعل طور تجلیست دل انور ما
  7. شمارهٔ ۴۴جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا
  8. شمارهٔ ۴۵ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.