پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

قبا کشیده به بر قامت بلند تو را

شکر گرفته در آغوش نوشخند تو را

هلال تا به رکاب تو سر نهد چون نعل

هزار بار ببوسد سم سمند تو را

دلم شکسته و عمریست آرزو دارد

هوای سنبل زلف شکسته بند تو را

به حال خسته خود این همه تغافل چیست

فراق زیر و زبر کرده دردمند تو را

چو سیدا نبود ساده لوح در ره عشق

نشان لطف گمان کرده زهرخند تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
  2. شمارهٔ ۳۵خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
  3. شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
  4. شمارهٔ ۳۷ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
  5. شمارهٔ ۳۸بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
  6. شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
  7. شمارهٔ ۴۰ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها
  8. شمارهٔ ۴۱هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.