پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

تا جلوه عنان تو برداست هوش ما

دارد سری به حلقه فتراک گوش ما

لب بستر کی به غنچه گشاید در نشاط

باشد کلید فتح زبان خموش ما

ای محتسب رعایت خود را نگاه دار

دست سبوی باده رسیده به دوش ما

ما را هلاک می کنی و خنده می زنی

شهد است خوردن تو زهر است نوش ما

تا پا کشیده ایم ز میخانه سیدا

افتاده رخنه یی به صف می فروش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
  2. شمارهٔ ۳۷ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
  3. شمارهٔ ۳۸بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
  4. شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
  5. شمارهٔ ۴۰ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها
  6. شمارهٔ ۴۱هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
  7. شمارهٔ ۴۲ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها
  8. شمارهٔ ۴۳مشعل طور تجلیست دل انور ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.