پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما

جوی شیر است روان از دهن شیشه ما

خسرو عشق اگر بر سر انصاف آید

خون فرهاد ز شیرین طلبد تیشه ما

ما نهالیم که پرورده باغ دگریم

شاخ ما سبز شود پیشتر از ریشه ما

موج را بحر خطرناک بود تخته مشق

هر کجا تیغ بود پا نهد اندیشه ما

بر سر خامه نهی تیغ نگردد ز زبان

تندخویی نتوان کرد به همپیشه ما

سیدا پیکر ما سوخت سراپای ز داغ

آتش افتاد به یکبار در این بیشه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  2. شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
  3. شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
  4. شمارهٔ ۳۳چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
  5. شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
  6. شمارهٔ ۳۵خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
  7. شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
  8. شمارهٔ ۳۷ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.