پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را

کسی نه بسته به افسون زبان آتش را

به گرم و سرد جهان هر که ساخت همچون شمع

شکسته رونق بازار آب و آتش را

هجوم خار کند شعله را قوی چنگال

شکست دیر توان داد خصم سرکش را

به باغ چهره گل را حلاوت دگر است

مبر ز میکده بیرون شراب بی غش را

ز آشنایی دیوانه بس که در حذرم

برون زسینه فگندم دل مشوش را

به فکر آن بت نقاش می روم از خویش

به هر کجا شنوم خانه منقش را

به سحر ناله نماندست سیدا اثری

چگونه رام کنم با خود آن پریوش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
  2. شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  3. شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
  4. شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
  5. شمارهٔ ۳۳چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
  6. شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
  7. شمارهٔ ۳۵خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
  8. شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.