پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا

رفته ام از خود بیا ای عیسی مریم بیا

بهر پابوست جبینم انتظاری می برد

کعبه مقصد بیا ای قبله عالم بیا

غنچه های داغ بر اعضای من گل کرده است

آب اگر بر آتشم می ریزی ای شبنم بیا

گرد دل برگشته یی اکنون به چشم من نشین

حج بجا آورده یی بر چشمه زمزم بیا

از غمت در خون چو مرغ نیم بسمل می طپم

زخم کاری خورده ام در سینه مرهم بیا

پله حسنت به میزان نظر باشد گران

یوسفی گر می زنی ما را به سنگ کم بیا

سیدا بزمی به خون دل مهیا کرده است

ای گل خندان بیا با چهره خرم بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  2. شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
  3. شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
  4. شمارهٔ ۲۸نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
  5. شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
  6. شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  7. شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
  8. شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.