پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها

خار دیوار گلستانت صف نظاره‌ها

گرم‌رفتاران ز عالم رخت هستی برده‌اند

برق گرد کاروان شد از وطن آواره‌ها

نسبت عشاق چون یوسف خطا باشد ز جرم

همچو گل چاک است دامان گریبان‌پاره‌ها

کام دل از مردم دنیا گرفتن مشکل است

تر نمی‌گردد لبی از آب این فواره‌ها

روی گلزار تو را نبود به شبنم احتیاج

آب حسرت می‌چکد از دیده سیاره‌ها

قطره‌های اشک از خشکی به مژگان شد گره

می‌مکند انگشت خود طفلان این گهواره‌ها

بر سر کوی تو ما و سیدا افتاده‌ایم

دست ما گیر از کرم ای چاره بیچاره‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
  2. شمارهٔ ۲۸نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
  3. شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
  4. شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  5. شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
  6. شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
  7. شمارهٔ ۳۳چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
  8. شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.