پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵

شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا

صحت کامل عنایت ساز بیمار مرا

چون کمان روزی که پشت من ز پیری خم شود

حلقه گوش جوانان ساز گفتار مرا

چشم زارم را مطیع نفس بی پروا مکن

بر سرم ویران مگردان خار دیوار مرا

از خط رخسار خوبان آب ده مژگان من

در کنار سنبل تر سبز کن خار مرا

سنگ را چون لعل کردی در ترازویم ز لطف

ساز از خورشید رویان گرم بازار مرا

قطره یی از باده توحید در جامم بریز

راست کن همچون نهال سرو رفتار مرا

سینه ام را همچو روی ساده رویان صاف کن

خانه آئینه گردان طبع هموار مرا

شست و شویی ده به آب رحمت خود هر سحر

از سیاهی چون لباس صبح دستار مرا

از غمش عمریست آرامی ندارم چون سپند

بر سر لطف آر آن نامهربان یار مرا

بر سر بازار آن روزی که بگشایم دکان

چشم انصافی بده یارب خریدار مرا

بر سر خوان تو روی آورده ام چون سیدا

روزی موران مکن کلک شکربار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما
  2. شمارهٔ ۸ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما
  3. شمارهٔ ۹غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما
  4. شمارهٔ ۱۰ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما
  5. شمارهٔ ۱۱دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را
  6. شمارهٔ ۱۲زهی فراش زلف عنبرینت طره شب‌ها
  7. شمارهٔ ۱۳چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا
  8. شمارهٔ ۱۴ای شمع سوی خانه من بی طلب بیا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.