پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را

که تا آرد به گردش آسمان جام مرصع را

قدت را دوش دادم امتیاز از سرو در گلشن

که می سازند اکثر انتخاب از بیت مطلع را

خط پشت لبت مد نظرها کرد ابرو را

که مقطع خوب افتد می کند ممتاز مطلع را

نگردد مانع نظاره عشاق آن نوخط

کند دهقان مهمان دوست وقف مور مزرع را

ز آغازم چه می خواهی ز انجامم چه می جویی

ز مطلع می توان فهمید آب و رنگ مقطع را

مدام ای سیدا از چار حد خود حذر دارم

خدایا ساز بازوبندم این شکل مربع را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا
  2. شمارهٔ ۱۴ای شمع سوی خانه من بی طلب بیا
  3. شمارهٔ ۱۵ز غنچه دل ما بی خبر بود گل ما
  4. شمارهٔ ۱۶نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما
  5. شمارهٔ ۱۷ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها
  6. شمارهٔ ۱۸ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها
  7. شمارهٔ ۱۹مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را
  8. شمارهٔ ۲۰به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.