پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها

پامال شبنم گل روی تو باغ‌ها

امشب بیا به کلبه‌ام ای رشک بوستان

کز روغن گل است لبالب چراغ‌ها

نامم میان سوختگان تا بلند شد

خود را به لاله زار کشیدند داغ‌ها

زان یار خانگی خبری هیچ کس نگفت

لبریز شد ز آبله پای سراغ‌ها

امروز بس که ریخته‌ای خون بلبلان

بربسته شد به خلق ره کوچه‌باغ‌ها

در آفتاب سوخته گشتند قمریان

بر سایه‌های سرو نشستند زاغ‌ها

در هیچ دل نماند غم عشق سیدا

شد پیر در خیال جوانان دماغ‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را
  2. شمارهٔ ۲۰به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا
  3. شمارهٔ ۲۱اگر قامت برافرازی زمین را جان شود پیدا
  4. شمارهٔ ۲۲بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها
  5. شمارهٔ ۲۳بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا
  6. شمارهٔ ۲۴کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
  7. شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  8. شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.