پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا

به جانب صدف ای گوهر یگانه بیا

به انتظاریی پابوسیت چو نقش قدم

نهاده ام سر خود را به آستانه بیا

چو لاله در جگرم داغ ها شده پیدا

فتاده بی رخ تو آتشم به خانه بیا

برای مقدمت آماده کرده ام بزمی

سخن دراز مگردان و بی بهانه بیا

گشاده ام به هوای تو چون کمان آغوش

برا ز خانه چو تیر و پی نشانه بیا

به بردن دل ما زلف و خال حاجت نیست

که گفته بود که اینجا به دام و دانه بیا

مرا چو شانه دورویی و صد زبانی نیست

چو زلف در بغلم بی اصول شانه بیا

چو سیدا ز چمن بس که دورم ای بلبل

به ناله ام مددی کن ز آشیانه بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها
  2. شمارهٔ ۲۳بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا
  3. شمارهٔ ۲۴کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
  4. شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  5. شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
  6. شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
  7. شمارهٔ ۲۸نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
  8. شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.