پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها

وز دوریی تو غرقه به خون داغ لاله‌ها

خطی است آنکه بر رخ جانان دمیده است

خوبان نوشته‌اند به نامش رساله‌ها

در بزم عشق رتبه خرد و کلان یکی‌ست

طفلان برابرند به هفتادساله‌ها

ایجادیان ز خوان کریمان برند فیض

گردند سرخ‌روی ز مینا پیاله‌ها

بر چرخ فتنه‌بار نمایان ستاره نیست

سوراخ‌هاست بر بدن او ز ناله‌ها

تن‌پروران به تربیت آدم نمی‌شوند

بیهوده می‌دهند به فیلان نواله‌ها

نبود مرا سری به جوانان خردسال

دست من است و دامن هفتادساله‌ها

از کلک سیدا همه‌جا مشکبار شد

گویا بریده‌اند به ناف غزاله‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا
  2. شمارهٔ ۲۱اگر قامت برافرازی زمین را جان شود پیدا
  3. شمارهٔ ۲۲بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها
  4. شمارهٔ ۲۳بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا
  5. شمارهٔ ۲۴کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
  6. شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  7. شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
  8. شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.