پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما

بهار لاله ما گل کند ز ساغر ما

چرا چو شمع به بالین ما نمی آیی

ز انتظاریی بی حد سفید شد سر ما

گذشت عمر و دل ما به آرزو نرسید

در آشیانه ما پیر شد کبوتر ما

به پای تکیه ما سفر فرو نمی آرد

کلاه گوشه معشوق ما قلندر ما

ستاره سوختگان چون سپند سبز شدند

کجاست گریه ابر بهار اختر ما

زدی به تیغ و بریدی و ساختی پامال

چه روزها که نه افگنده ای تو بر سر ما

به سیدا نظر مرحمت نمی سازی

ز چشم دام تو افتاده صید لاغر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲زهی فراش زلف عنبرینت طره شب‌ها
  2. شمارهٔ ۱۳چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا
  3. شمارهٔ ۱۴ای شمع سوی خانه من بی طلب بیا
  4. شمارهٔ ۱۵ز غنچه دل ما بی خبر بود گل ما
  5. شمارهٔ ۱۶نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما
  6. شمارهٔ ۱۷ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها
  7. شمارهٔ ۱۸ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها
  8. شمارهٔ ۱۹مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.