پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱

خداوندا بشوی از گرد بدنامی جبینم را

نگه دار از سر دست سخن چین آستینم را

مرا چون شمع جا در مجلس صافی ضمیران ده

چراغ انجمن گردان زبان آتشینم را

به بزم می پرستان ساغر می سرمه دان گردد

ز شادابی لبالب کن دل اندوهگینم را

ز خوان منعمان محروم سایل بر نمی گردد

مکن از خرمن خود دور دست خوشه چینم را

تنم را پیش امواج حوادث کوه تمکین کن

میفگن در طلاطم کشتی دریانشینم را

بده توفیقم از عصیان قد من چون دو تا گردد

نگه دار از سیه روئی و بدنامی نگینم را

به دشمن رفتگی‌ها کردن امروز است کار من

مبدل کرده ام ای سیدا با مهر کینم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرا
  2. شمارهٔ ۴ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش را
  3. شمارهٔ ۵شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
  4. شمارهٔ ۶به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما
  5. شمارهٔ ۷ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما
  6. شمارهٔ ۸ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما
  7. شمارهٔ ۹غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما
  8. شمارهٔ ۱۰ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.