پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳

یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرا

از لب جان بخش اهل دل کبابی ده مرا

سینه ام یک ذره خالی نیست از اندوه و غم

خانه تاریک دارم آفتابی ده مرا

غنچه ام افسرده گردیدست از بی شبنمی

همچو برگ گل در اعضا آب و تابی ده مرا

از خرابی پیکرم گردیده مانند هلال

تا به پیراهن نگنجم ماهتابی ده مرا

خشک گردیدست نخل هستیم از تشنگی

یارب از جوبار لطف خویش آبی ده مرا

در غم روز حساب افتاده ام چون سیدا

تا شوم آسوده رزق بی حسابی ده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
  2. شمارهٔ ۶به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما
  3. شمارهٔ ۷ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما
  4. شمارهٔ ۸ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما
  5. شمارهٔ ۹غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما
  6. شمارهٔ ۱۰ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما
  7. شمارهٔ ۱۱دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را
  8. شمارهٔ ۱۲زهی فراش زلف عنبرینت طره شب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.