پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
  2. شمارهٔ ۶۲ به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را
  3. شمارهٔ ۶۳ غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها
  4. شمارهٔ ۶۴ ای بهار لطف تو آبروی بستان‌ها
  5. شمارهٔ ۶۵ بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا
  6. شمارهٔ ۶۶ به شمع بزم امشب عرض کردم خامه خود را
  7. شمارهٔ ۶۷ خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را
  8. شمارهٔ ۶۸ خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
  9. شمارهٔ ۶۹ در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا
  10. شمارهٔ ۷۰ از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا
  11. شمارهٔ ۷۱ ز داغ دل مزین ساختم پروانه خود را
  12. شمارهٔ ۷۲ خط رخسار تو شبها برد از هوش مرا
  13. شمارهٔ ۷۳ یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  14. شمارهٔ ۷۴ دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
  15. شمارهٔ ۷۵ ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
  16. شمارهٔ ۷۶ گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها
  17. شمارهٔ ۷۷ ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها
  18. شمارهٔ ۷۸ ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها
  19. شمارهٔ ۷۹ ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  20. شمارهٔ ۸۰ زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  21. شمارهٔ ۸۱ غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  22. شمارهٔ ۸۲ بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  23. شمارهٔ ۸۳ خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  24. شمارهٔ ۸۴ بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  25. شمارهٔ ۸۵ مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
  26. شمارهٔ ۸۶ ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
  27. شمارهٔ ۸۷ سبزه خطش کشیده در کنار آئینه را
  28. شمارهٔ ۸۸ در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه را
  29. شمارهٔ ۸۹ هر که آرد در نظر آن پر حجاب آئینه را
  30. شمارهٔ ۹۰ خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا
  31. شمارهٔ ۹۱ ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوش‌ها
  32. شمارهٔ ۹۲ غنچه دارم در بغل گر مشت زر باشد مرا
  33. شمارهٔ ۹۳ نرگس و بادام بی او چشم بد باشد مرا
  34. شمارهٔ ۹۴ خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا
  35. شمارهٔ ۹۵ مزرع خشکم نظر بر آسمان باشد مرا
  36. شمارهٔ ۹۶ گردبادم دامن صحرا وطن باشد مرا
  37. شمارهٔ ۹۷ گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا
  38. شمارهٔ ۹۸ شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرا
  39. شمارهٔ ۹۹ پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در بهار از فاقه رنگ زعفران باشد مرا
  41. شمارهٔ ۱۰۱ تیغ ابرویش اگر مد نظر باشد مرا
  42. شمارهٔ ۱۰۲ بهر روزی آسمان کردست سرگردان مرا
  43. شمارهٔ ۱۰۳ می کند سرو از حد غماز بازار مرا
  44. شمارهٔ ۱۰۴ مکن از بهر روزی پیشه خود بینوایی را
  45. شمارهٔ ۱۰۵ لطف کن یارب ازین سودا رهایی ده مرا
  46. شمارهٔ ۱۰۶ در صدف آب شد از کسب هوا گوهر ما
  47. شمارهٔ ۱۰۷ کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشب
  48. شمارهٔ ۱۰۸ ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب
  49. شمارهٔ ۱۰۹ پی صید افگنی بیرون شد از بزم شراب امشب
  50. شمارهٔ ۱۱۰ جنت سپند سوز گلستان روی توست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ فلک گردباد ره کاروانت
  52. شمارهٔ ۱۱۲ بر گلویم تیغ خون افشان چو آب کوثر است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ پیشانی ناز او از موج نگه چین بست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دل مرا با داغ آن ناآشنا پیچیده است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
  57. شمارهٔ ۱۱۷ در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دست کلیم داغ دل شعله رنگ ماست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ دلم به پرده دریهای اشک خورسند است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است

متن اشعار به نقل از گنجور.