فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
- شمارهٔ ۱۲۲ لعلی که منم تشنه او آب حیات است
- شمارهٔ ۱۲۳ دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
- شمارهٔ ۱۲۴ از غم دلی که آب نشد سد آهن است
- شمارهٔ ۱۲۵ در باغ نخل خشک ز بادام مانده است
- شمارهٔ ۱۲۶ خلعت شادی خزان از قامت گلشن گرفت
- شمارهٔ ۱۲۷ کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
- شمارهٔ ۱۲۸ آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت
- شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزل خسرو گیتی ستان سبحانقلی خان شاه عصر
- شمارهٔ ۱۳۰ پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
- شمارهٔ ۱۳۱ شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست
- شمارهٔ ۱۳۲ بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت
- شمارهٔ ۱۳۳ آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است
- شمارهٔ ۱۳۴ در هیچ سینه یی گل داغی نمانده است
- شمارهٔ ۱۳۵ ای مقدم تو قبله چشم تر من است
- شمارهٔ ۱۳۶ لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفت
- شمارهٔ ۱۳۷ لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت
- شمارهٔ ۱۳۸ دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشت
- شمارهٔ ۱۳۹ بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
- شمارهٔ ۱۴۰ تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
- شمارهٔ ۱۴۱ روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
- شمارهٔ ۱۴۲ از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
- شمارهٔ ۱۴۳ شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
- شمارهٔ ۱۴۴ رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
- شمارهٔ ۱۴۵ آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است
- شمارهٔ ۱۴۶ دلبر سوداگر من عزم کابل کرد و رفت
- شمارهٔ ۱۴۷ فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت
- شمارهٔ ۱۴۸ دل در برم چو کعبه مقام محمد است
- شمارهٔ ۱۴۹ سرگشته آسمان به هوای محمد است
- شمارهٔ ۱۵۰ دل در برم چو کعبه دیار محمد است
- شمارهٔ ۱۵۱ والشمس والضحی گل روی محمد است
- شمارهٔ ۱۵۲ آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است
- شمارهٔ ۱۵۳ بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
- شمارهٔ ۱۵۴ تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
- شمارهٔ ۱۵۵ دل به دام کاکل آن دلربا افتاده است
- شمارهٔ ۱۵۶ در باغ اثر ز ناله بلبل نمانده است
- شمارهٔ ۱۵۷ جود و سخا به مردم عالم نمانده است
- شمارهٔ ۱۵۸ بهر خصم از خسروان امداد می باید گرفت
- شمارهٔ ۱۵۹ آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست
- شمارهٔ ۱۶۰ از رفیق رهنما طبع گدا آسوده است
- شمارهٔ ۱۶۱ آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت
- شمارهٔ ۱۶۲ لاله رویی آمد و آتش به داغم کرد و رفت
- شمارهٔ ۱۶۳ آمد خزان و دور نشاط از پیاله رفت
- شمارهٔ ۱۶۴ در گلشنی که مقدم آن گل رسیده است
- شمارهٔ ۱۶۵ نسازم ز بانگ سگانت شکایت
- شمارهٔ ۱۶۶ روزگاری شد که پشتم از غم دوران دوتاست
- شمارهٔ ۱۶۷ چشم تو را طبیب کجا می کند علاج
- شمارهٔ ۱۶۸ بیا و باده کش ای محتسب به پای قدح
- شمارهٔ ۱۶۹ به جستجوی تو بیرون شد از چمن گل سرخ
- شمارهٔ ۱۷۰ خلوتسرای رضوان کاشانه تو باشد
- شمارهٔ ۱۷۱ از غمت در سینه دل صد نامه انشا میکند
- شمارهٔ ۱۷۲ روزی که دام زلف تو در تاب می شود
- شمارهٔ ۱۷۳ چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
- شمارهٔ ۱۷۴ شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
- شمارهٔ ۱۷۵ در گلستان بیتو اشک از چشم بلبل میچکد
- شمارهٔ ۱۷۶ بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند
- شمارهٔ ۱۷۷ به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
- شمارهٔ ۱۷۸ مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد
- شمارهٔ ۱۷۹ غنچه ام آخر چو گل کام به عریانی بود
- شمارهٔ ۱۸۰ خم تهی شد از می و دور قدح از پا فتاد
متن اشعار به نقل از گنجور.