پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
  2. شمارهٔ ۱۲۲ لعلی که منم تشنه او آب حیات است
  3. شمارهٔ ۱۲۳ دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ از غم دلی که آب نشد سد آهن است
  5. شمارهٔ ۱۲۵ در باغ نخل خشک ز بادام مانده است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ خلعت شادی خزان از قامت گلشن گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۷ کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ آمد بهار و غنچه به گلزار جا گرفت
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزل خسرو گیتی ستان سبحانقلی خان شاه عصر
  10. شمارهٔ ۱۳۰ پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت
  13. شمارهٔ ۱۳۳ آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ در هیچ سینه یی گل داغی نمانده است
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ای مقدم تو قبله چشم تر من است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفت
  17. شمارهٔ ۱۳۷ لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت
  18. شمارهٔ ۱۳۸ دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشت
  19. شمارهٔ ۱۳۹ بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
  21. شمارهٔ ۱۴۱ روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
  23. شمارهٔ ۱۴۳ شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
  24. شمارهٔ ۱۴۴ رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
  25. شمارهٔ ۱۴۵ آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دلبر سوداگر من عزم کابل کرد و رفت
  27. شمارهٔ ۱۴۷ فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت
  28. شمارهٔ ۱۴۸ دل در برم چو کعبه مقام محمد است
  29. شمارهٔ ۱۴۹ سرگشته آسمان به هوای محمد است
  30. شمارهٔ ۱۵۰ دل در برم چو کعبه دیار محمد است
  31. شمارهٔ ۱۵۱ والشمس والضحی گل روی محمد است
  32. شمارهٔ ۱۵۲ آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است
  33. شمارهٔ ۱۵۳ بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دل به دام کاکل آن دلربا افتاده است
  36. شمارهٔ ۱۵۶ در باغ اثر ز ناله بلبل نمانده است
  37. شمارهٔ ۱۵۷ جود و سخا به مردم عالم نمانده است
  38. شمارهٔ ۱۵۸ بهر خصم از خسروان امداد می باید گرفت
  39. شمارهٔ ۱۵۹ آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست
  40. شمارهٔ ۱۶۰ از رفیق رهنما طبع گدا آسوده است
  41. شمارهٔ ۱۶۱ آمد خزان و عیش و طرب از زمانه رفت
  42. شمارهٔ ۱۶۲ لاله رویی آمد و آتش به داغم کرد و رفت
  43. شمارهٔ ۱۶۳ آمد خزان و دور نشاط از پیاله رفت
  44. شمارهٔ ۱۶۴ در گلشنی که مقدم آن گل رسیده است
  45. شمارهٔ ۱۶۵ نسازم ز بانگ سگانت شکایت
  46. شمارهٔ ۱۶۶ روزگاری شد که پشتم از غم دوران دوتاست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ چشم تو را طبیب کجا می کند علاج
  48. شمارهٔ ۱۶۸ بیا و باده کش ای محتسب به پای قدح
  49. شمارهٔ ۱۶۹ به جستجوی تو بیرون شد از چمن گل سرخ
  50. شمارهٔ ۱۷۰ خلوتسرای رضوان کاشانه تو باشد
  51. شمارهٔ ۱۷۱ از غمت در سینه دل صد نامه انشا می‌کند
  52. شمارهٔ ۱۷۲ روزی که دام زلف تو در تاب می شود
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
  54. شمارهٔ ۱۷۴ شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
  55. شمارهٔ ۱۷۵ در گلستان بی‌تو اشک از چشم بلبل می‌چکد
  56. شمارهٔ ۱۷۶ بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند
  57. شمارهٔ ۱۷۷ به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
  58. شمارهٔ ۱۷۸ مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ غنچه ام آخر چو گل کام به عریانی بود
  60. شمارهٔ ۱۸۰ خم تهی شد از می و دور قدح از پا فتاد

متن اشعار به نقل از گنجور.