پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزل

خسرو گیتی ستان سبحانقلی خان شاه عصر

خاک پای او جواهر سرمه چشم تر است

کوکب طالع شد از ذات شریفش نامدار

بر زمینش آفتاب افتاده چون خشت زر است

کوکب است این یا طلوع شمس یا بدر منیر

یا سپهر پر کواکب یا فروزان اختر است

قرص خورشید است یا مه پاره یی برج شرف

ربع مسکون است یا آئینه اسکندر است

خاتم جمشید یا مهر سلیمان است این

یا نگین شاه با عدل رعیت‌پرور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست
  2. شمارهٔ ۱۳۲بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت
  3. شمارهٔ ۱۳۳آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است
  4. شمارهٔ ۱۳۴در هیچ سینه یی گل داغی نمانده است
  5. شمارهٔ ۱۳۵ای مقدم تو قبله چشم تر من است
  6. شمارهٔ ۱۳۶لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفت
  7. شمارهٔ ۱۳۷لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت
  8. شمارهٔ ۱۳۸دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.