پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت

از دیار حسن او اول زبان خواهد گرفت

سد راه لشکر خط تیغ نتوان شدن

فتنه او دامن آخر زمان خواهد گرفت

صد خیابان سرو را قدش به خاک افگنده بود

انتقام خویش اکنون باغبان خواهد گرفت

نرم نرم آخر در آغوشم درآید همچو تیر

تا به کی پر زور خود را چون کمان خواهد گرفت

کشکشان خواهند بردندش به دار انتقام

از گریبانش خط و زلف از میان خواهد گرفت

خط مشکین گرد رویش دیدم و حیران شدم

خلق می گفتند ماه آسمان خواهد گرفت

آنکه در هر بزم باشد جای او بالای چشم

رفته رفته جای خود بر آستان خواهد گرفت

پیر هم گشتست با من می کند گردنکشی

تا دم محشر مگر خود را جوان خواهد گرفت

سیدا آن کس که با او می نماید دوستی

خویش را تا موسم خط مهربان خواهد گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
  2. شمارهٔ ۱۴۰تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
  3. شمارهٔ ۱۴۱روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
  4. شمارهٔ ۱۴۲از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
  5. شمارهٔ ۱۴۳شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
  6. شمارهٔ ۱۴۴رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
  7. شمارهٔ ۱۴۵آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است
  8. شمارهٔ ۱۴۶دلبر سوداگر من عزم کابل کرد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.