پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است

بزم وصال غنچه خندان غنیمت است

یا قامت خمیده روم سوی بوستان

نظاره بنفشه و ریحان غنیمت است

ای باغبان ز باغ به بیرون چه می روی

بودن به پای سرو خرامان غنیمت است

ای غنچه سر ز جیب به دیوانگی برآر

یک چند روز چاک گریبان غنیمت است

پهلوی خود ز خاک چمن برنمی کشم

چون سایه خواب زیر درختان غنیمت است

ای سیدا چو باد به هر جانبی مرو

بر گرد خویش گرد که دوران غنیمت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷فتنه جویی دوش تاراج دل و جان کرد و رفت
  2. شمارهٔ ۱۴۸دل در برم چو کعبه مقام محمد است
  3. شمارهٔ ۱۴۹سرگشته آسمان به هوای محمد است
  4. شمارهٔ ۱۵۰دل در برم چو کعبه دیار محمد است
  5. شمارهٔ ۱۵۱والشمس والضحی گل روی محمد است
  6. شمارهٔ ۱۵۲آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است
  7. شمارهٔ ۱۵۳بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
  8. شمارهٔ ۱۵۴تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.