پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

دل در برم چو کعبه مقام محمد است

پر سینه چون مدینه ز نام محمد است

جبرئیل روز و شب سر راهش گرفته است

ایستاده مستعد به سلام محمد است

در ذکر خیر گنبد افلاک برصد است

این مه بلند از لب بام محمد است

جان داده است تشنه لبان را حدیث او

آب حیات خضر کلام محمد است

شیر و پلنگ هر چه به صحرای وحشت است

چون نیک بنگری همه رام محمد است

این شادیانه ها که نوازند اهل دین

تا روز رسته خیز به نام محمد است

حوران جنت از کنیزان خانه زاد

رضوان باغ خلد غلام محمد است

ای سیدا شفاعت امت که می کند

این باز پای بسته دام محمد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰دل در برم چو کعبه دیار محمد است
  2. شمارهٔ ۱۵۱والشمس والضحی گل روی محمد است
  3. شمارهٔ ۱۵۲آنکه می گرید به حالم چشم خونین من است
  4. شمارهٔ ۱۵۳بیا به کلبه ام ای ماهرو صفا اینجاست
  5. شمارهٔ ۱۵۴تا هوایت بر سر باد صبا افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۵۵دل به دام کاکل آن دلربا افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۵۶در باغ اثر ز ناله بلبل نمانده است
  8. شمارهٔ ۱۵۷جود و سخا به مردم عالم نمانده است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.