پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

ای مقدم تو قبله چشم تر من است

هر جا که نقش پای تو باشد سر من است

خوابم بدیده بی تو چو شبنم بود حرام

شبها اگر چه خرمن گل بستر من است

در کوی تو غبار مرا می برد نسیم

هر جا که منزل تو بود محشر من است

بیرون شدم ز بیضه و گشتم اسیر دام

ایام در شکنجه بال و پر من است

چون غنچه سایه پرور پیراهن خودم

هر جا روم کلاه سرم چادر من است

دریا دلان به کس دم آبی نمی دهند

گرداب چشمه تر ز لب ساغر من است

چون ابر گریه را نکنم خار سیدا

این اشک نیست طفل به جان پرور من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷لشکر خط جا چو گرد آن دهان خواهد گرفت
  2. شمارهٔ ۱۳۸دور آن رخسار و جور آسمان خواهد گذشت
  3. شمارهٔ ۱۳۹بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
  4. شمارهٔ ۱۴۰تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
  5. شمارهٔ ۱۴۱روزیم هر روز دشنام از دهان تنگ توست
  6. شمارهٔ ۱۴۲از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
  7. شمارهٔ ۱۴۳شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
  8. شمارهٔ ۱۴۴رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.