پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

به جستجوی تو بیرون شد از چمن گل سرخ

در آرزوی تو گردید بی وطن گل سرخ

گدای کوی تو را از جبین دهد گل زرد

شهید تیغ تو را روید از کفن گل سرخ

به کوچه باغ دل داغدار من گذری

به پابوس تو ریزم چمن چمن گل سرخ

ندیده شوخی چشم تو را گل نرگس

نبرده بویی از آن غنچه دهن گل سرخ

به سیر باغ تو تا رفته یی گریبان چاک

ز جوش حسن نگنجد به پیرهن گل سرخ

به گلشنی که تصور کنم جمال تو را

گل سفید نماید به چشم من گل سرخ

سواد خط تو دارد بنفشه در آغوش

بهار زلف تو را زیر هر شکن گل سرخ

چو گردباد دمد از مزار مجنون بید

چو لاله سر زند از خاک کوهکن گل سرخ

ز غنچه دهن نافه بوی خون آید

چریده است مگر آهوی ختن گل سرخ

ملامتی به جوانان پارسا نرسد

شکفته رویی نشیند در انجمن گل سرخ

شدست ماه رخش سیدا می شفقی

نموده شوخی حسنش ز نسترن گل سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱از غمت در سینه دل صد نامه انشا می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۷۲روزی که دام زلف تو در تاب می شود
  3. شمارهٔ ۱۷۳چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
  4. شمارهٔ ۱۷۴شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
  5. شمارهٔ ۱۷۵در گلستان بی‌تو اشک از چشم بلبل می‌چکد
  6. شمارهٔ ۱۷۶بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند
  7. شمارهٔ ۱۷۷به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
  8. شمارهٔ ۱۷۸مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.