پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

کارم ز درد عشق به مردن رسیده است

چاکم ز سینه تا لب دامن رسیده است

ای باد صبحدم قدمی پیشتر گذار

امروز غنچه ام به شکفتن رسیده است

بر کوه اگر نهم کمر کوه بشکند

دردی که از جفای تو بر من رسیده است

ناقوس را گره شده فریاد در گلو

تا ناله ام به گوش برهمن رسیده است

لطفی نمی کند به من آن شوخ سیدا

کارم ازین دیار به رفتن رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹ - قطعه از غزلخسرو گیتی ستان سبحانقلی خان شاه عصر
  2. شمارهٔ ۱۳۰پیمانه یی که باده ندارد شکستنیست
  3. شمارهٔ ۱۳۱شبی که از دلم آه شرر فغان برخاست
  4. شمارهٔ ۱۳۲بر سر بالینم آن گل آمد و خندید و رفت
  5. شمارهٔ ۱۳۳آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است
  6. شمارهٔ ۱۳۴در هیچ سینه یی گل داغی نمانده است
  7. شمارهٔ ۱۳۵ای مقدم تو قبله چشم تر من است
  8. شمارهٔ ۱۳۶لشکر خط آخر از ملک تو رو خواهد گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.