پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

دست کلیم داغ دل شعله رنگ ماست

دیوانه کوه طور ز سودای سنگ ماست

یکدانه حرص خاک نشین کرد دام را

افلاس ما ز خاصیت چشم تنگ ماست

یوسف شد از دعای زلیخا عزیز مصر

روی تو لاله گون ز رخ کاه رنگ ماست

تا آشنا شدیم به آن دیار سیدا

هر کس که هست در پی اسباب جنگ ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
  2. شمارهٔ ۱۲۱در دل خوبان به جای مهر دایم کینه است
  3. شمارهٔ ۱۲۲لعلی که منم تشنه او آب حیات است
  4. شمارهٔ ۱۲۳دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
  5. شمارهٔ ۱۲۴از غم دلی که آب نشد سد آهن است
  6. شمارهٔ ۱۲۵در باغ نخل خشک ز بادام مانده است
  7. شمارهٔ ۱۲۶خلعت شادی خزان از قامت گلشن گرفت
  8. شمارهٔ ۱۲۷کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.