پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

بنده مرحمت چشم سیاهت گردم

از سر چپ غلط انداز نگاهت گردم

هاله را بینم و آغوش هوس بگشایم

ماه را بینم و از روی چو ماهت گردم

خط شبرنگ گل روی تو را بنده شوم

از سر سایه خورشید پناهت گردم

ای سیه چشم ز پیش نظرم تند مرو

آنقدر باش که قربان نگاهت گردم

نقش پای تو به هر کوچه مرا پیش آید

گردبادی شوم و از سر راهت گردم

روز و شب کار به یاران تو زاریست مرا

به امید تو ز دنبال سپاهت گردم

سیدا سیر چمن می کند و می گوید

غنچه گل شوم از طرف کلاهت گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲صبا آورد دوش از میر عالی نامه‌ای سویم
  2. شمارهٔ ۳۷۳ز شهر از دست تو امروز ای گل پیرهن رفتم
  3. شمارهٔ ۳۷۴روی دلی از آن بت سرکش نیافتم
  4. شمارهٔ ۳۷۵اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم
  5. شمارهٔ ۳۷۶یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم
  6. شمارهٔ ۳۷۷از آن روزی که دور افتاد زان زلف دو تا دستم
  7. شمارهٔ ۳۷۸پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
  8. شمارهٔ ۳۷۹گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.