پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم

برق هر جا خانه روشن کرد منزل می کنم

مرغ دور از آشیانم از تپیدن مانده ام

خواب آسایش به زیر تیغ قاتل می کنم

مرده خود را به پای شمع امشب دیده ام

خویش را در مشهد پروانه بسمل می کنم

می نهم چون آسیا در دامن اهل طلب

هر چه از سرگشتگی امروز حاصل می کنم

می خورم از عکس خود بر چهره چندین پشت دست

تا به آن آئینه رو خود را مقابل می کنم

بر تن خود جامه فتح از فلک دارم امید

ساده لوحم دست بر دامان سایل می کنم

سیدا گوهر اگر در بحر تکلیفم کند

بوسه ها چون موج از لبهای ساحل می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
  2. شمارهٔ ۳۹۳روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
  3. شمارهٔ ۳۹۴به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
  4. شمارهٔ ۳۹۵شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
  5. شمارهٔ ۳۹۶به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشم
  6. شمارهٔ ۳۹۷خبر می گوید از راز درون لبهای خاموشم
  7. شمارهٔ ۳۹۸تا گرفتم خو به سحر نرگسش جادو شدم
  8. شمارهٔ ۳۹۹از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.