پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ نگاه باده پرست تو برده از هوشم
  2. شمارهٔ ۴۲۲ نمی شود دم پیری اجل فراموشم
  3. شمارهٔ ۴۲۳ بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
  4. شمارهٔ ۴۲۴ بس که دلگیر از تماشای گلستان گشته ام
  5. شمارهٔ ۴۲۵ می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
  6. شمارهٔ ۴۲۶ خبر از زلف او با جان غم پیوسته آوردم
  7. شمارهٔ ۴۲۷ بر درت همچون کمان پشت دو تا آورده ام
  8. شمارهٔ ۴۲۸ شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه ام
  9. شمارهٔ ۴۲۹ بس که خو کردست با کلفت دل غم پیشه ام
  10. شمارهٔ ۴۳۰ شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
  11. شمارهٔ ۴۳۱ تا به سودای تو از خانه به بازار شدیم
  12. شمارهٔ ۴۳۲ همنشین زنبورم خانه پر عسل دارم
  13. شمارهٔ ۴۳۳ ز قتل عاشقان در سینه او غم نمی‌بینم
  14. شمارهٔ ۴۳۴ به دام دلبری افتاده ام گمگشته تدبیرم
  15. شمارهٔ ۴۳۵ نگاه یار با من بر سر جنگ است می دانم
  16. شمارهٔ ۴۳۶ روزگاری شد که خون از دیده تر می خوریم
  17. شمارهٔ ۴۳۷ از دهر بس که کلفت بسیار می کشم
  18. شمارهٔ ۴۳۸ در دم خط آن پسر در جستجو خواهد شدن
  19. شمارهٔ ۴۳۹ سرمه آن روزی که از چشمت جدا خواهد شدن
  20. شمارهٔ ۴۴۰ وقت خط جان تو بیرون از بدن خواهد شدن
  21. شمارهٔ ۴۴۱ اشک من گر اینچنین کز دل برون خواهد شدن
  22. شمارهٔ ۴۴۲ تازه می سازم ز برق ناله داغ خویشتن
  23. شمارهٔ ۴۴۳ چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتن
  24. شمارهٔ ۴۴۴ گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون
  25. شمارهٔ ۴۴۵ دلم افسرده شد از گردش ارض و سما بیرون
  26. شمارهٔ ۴۴۶ یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن
  27. شمارهٔ ۴۴۷ تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
  28. شمارهٔ ۴۴۸ ز آتش عشق تو آب شد جگر من
  29. شمارهٔ ۴۴۹ به دستم کرد گل تا داغهای آتشین من
  30. شمارهٔ ۴۵۰ بپوش از هستی خود چشم و عیش جاودانی کن
  31. شمارهٔ ۴۵۱ ای شکر لب وقف ارباب هوس خواهی شدن
  32. شمارهٔ ۴۵۲ از دل زارم نفس مأیوس می آید برون
  33. شمارهٔ ۴۵۳ به دور خط رخسارت دو چندان گشت آه من
  34. شمارهٔ ۴۵۴ از ریاضت نفس را کردم کباب خویشتن
  35. شمارهٔ ۴۵۵ جنونم دشت پیما شد کن ای مجنون حذر از من
  36. شمارهٔ ۴۵۶ این چه رنگ و رخسار است گلشن جمال است این
  37. شمارهٔ ۴۵۷ نمی آیی به بالینم نمی گیری خبر از من
  38. شمارهٔ ۴۵۸ خانه ام از روی او امشب چمن خواهد شدن
  39. شمارهٔ ۴۵۹ کجا رفتی ز آغوش تماشا ای نگار من
  40. شمارهٔ ۴۶۰ تا چراغ انجمن کردن زبان خویشتن
  41. شمارهٔ ۴۶۱ تا به او روشن کنم سوز نهان خویشتن
  42. شمارهٔ ۴۶۲ - قطعه فلک رتبه سبحانقلی خان که باشد
  43. شمارهٔ ۴۶۳ به دریا کرده ام خو موج آبم می توان گفتن
  44. شمارهٔ ۴۶۴ نمی گردد صدای جود از اهل کرم بیرون
  45. شمارهٔ ۴۶۵ کرده ام چون غنچه سر در آستین خویشتن
  46. شمارهٔ ۴۶۶ کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن
  47. شمارهٔ ۴۶۷ اگر یک دم شود خالی ز موج می سبوی من
  48. شمارهٔ ۴۶۸ مسجد در آی و تکیه به غیر از خدا مکن
  49. شمارهٔ ۴۶۹ از مربی بس که رم خورده دل بدخوی من
  50. شمارهٔ ۴۷۰ شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن
  51. شمارهٔ ۴۷۱ به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من
  52. شمارهٔ ۴۷۲ گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من
  53. شمارهٔ ۴۷۳ غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من
  54. شمارهٔ ۴۷۴ خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من
  55. شمارهٔ ۴۷۵ ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
  56. شمارهٔ ۴۷۶ خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او
  57. شمارهٔ ۴۷۷ مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
  59. شمارهٔ ۴۷۹ وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
  60. شمارهٔ ۴۸۰ شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او

متن اشعار به نقل از گنجور.