پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۲

گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من

کجا رفتی بیا ای شبنم گلهای باغ من

به سوی کلبه من پاگذار و خانه روشن کن

پریده رنگ چون پروانه از روی چراغ من

به هر جا می روم بوی کباب آید ز اعضایم

نمی دانم که افگندست این آتش به داغ من

ز شب تا روز بر گرد سرم کاشانه می گردد

ز سنگ آسیا آورده آتش را چراغ من

به بوی سنبل زلفش نفس پرورده مغزم را

پریشانی نخواهد رفت بیرون از دماغ من

تو را چون بوی گل کردست در بر غنچه ام پنهان

منادی می کند باد صبا در کوچه باغ من

به سوی کلبه ام دیشب نظر کردی و بگذشتی

زیارتگاه شد پروانه را پای چراغ من

بسروقتم نمی آییی خزان گشتم نمی پرسی

بهشت من بهار من گل رعنای باغ من

چه کردم من چه گفتم من چه دیدی از چه رنجیدی

مه من کوکب من نور چشم من چراغ من

تکلم نی تبسم نی نگاهی نی ادایی نی

گل من شبنم من غنچه من بیدماغ من

به رخسارت عرق را سیدا دیدست می گوید

نگردد تا قیامت دور آب از روی باغ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۴خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من
  2. شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
  3. شمارهٔ ۴۷۶خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او
  4. شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
  5. شمارهٔ ۴۷۸ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
  6. شمارهٔ ۴۷۹وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
  7. شمارهٔ ۴۸۰شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او
  8. شمارهٔ ۴۸۱نمی نهم به در باغ خلد پا بی تو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.