پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۵

ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو

از دست ما پریده چو رنگ حنا مرو

محراب ز انتظار تو آغوش کرده وا

بر خانه دل ز برای خدا مرو

در بزم گلرخان سبکی سنگ تفرقه است

ای بوی گل بهر نفسی چون صبا مرو

هر جا روی چو سایه به دست آر همرهی

چون آفتاب سرزده بی رهنما مرو

با قمریان حیات خود ای سرو بگذران

زینهار از نوای هزاران ز جا مرو

تا کی به ما سخن ز سر زلف می کنی

پیوسته ز سایه بال هما مرو

بیگانه وار حرف به گوش کسان منه

بیرون ز خود بهر سخنی آشنا مرو

ای سیدا تو پاس دل خود نگاه دار

تا سر بود به جای در آن کو بپا مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
  2. شمارهٔ ۴۷۸ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
  3. شمارهٔ ۴۷۹وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
  4. شمارهٔ ۴۸۰شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او
  5. شمارهٔ ۴۸۱نمی نهم به در باغ خلد پا بی تو
  6. شمارهٔ ۴۸۲نمی نهم به تماشای گل قدم بی تو
  7. شمارهٔ ۴۸۳تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی تو
  8. شمارهٔ ۴۸۴هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.