پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو

چون کاکلت نماید شبها دراز بی تو

مرهم نهاده ناصور بر زخم سینه من

بیماریم شد افزون ای چاره ساز بی تو

آئینه دل من افتاده از نظرها

بر خاک تیره مالد روی نیاز بی تو

شبها ز بند بندم افغان برون برآید

چون نی شکسته حالم ای دلنواز بی تو

محراب از دو جانب بر روی من کشد تیغ

مسجد اگر درآیم ای قبله ساز بی تو

از رفتن تو افتاد در خانه من آتش

چون داغ از دل من گل کرد راز بی تو

چون مرغ نیم بسمل کارم بود تپیدن

در صیدگاه نازت ای شاهباز بی تو

احوال سیدا را از قمریی چمن پرس

چون سبزه پایمال است ای سرو ناز بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تو
  2. شمارهٔ ۴۸۷شبها بود چراغم از دود آه بی تو
  3. شمارهٔ ۴۸۸پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو
  4. شمارهٔ ۴۸۹شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو
  5. شمارهٔ ۴۹۰شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
  6. شمارهٔ ۴۹۱آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
  7. شمارهٔ ۴۹۲آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
  8. شمارهٔ ۴۹۳افتاد بر سر من سودای کاکل تو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.