پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تو

از سینه ام چو لاله گل کرده داغ بی تو

پروانه ام نشسته بیرون در چو کوران

فانوس من ندیده روی چراغ بی تو

تو می کشی به اغیار من با دو چشم خونبار

تو خوش دماغ بی من من بی دماغ بی تو

چون گل تمام زخمم دارم سری به ناصور

الماس پاره ها را سازم سراغ بی تو

گلبانگ عندلیبان از نوحه گر دهد یاد

ماتم سرا نماید از دور باغ بی تو

آید تبسم تو هر گه به خاطر من

پیمانه نمک را ریزم به داغ بی تو

هر کس ز هند آید پرسم ز خط و خالت

خود را دهم تسلی برگشت زاغ بی تو

ای غنچه سیدا را سیر چمن مفرمای

باشد سر بریده گلهای باغ بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو
  2. شمارهٔ ۴۸۹شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو
  3. شمارهٔ ۴۹۰شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
  4. شمارهٔ ۴۹۱آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
  5. شمارهٔ ۴۹۲آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
  6. شمارهٔ ۴۹۳افتاد بر سر من سودای کاکل تو
  7. شمارهٔ ۴۹۴آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
  8. شمارهٔ ۴۹۵آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.