پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

آمد بهار و رونق گلهای باغ کو

بر سبزه ها طراوت و بر لاله داغ کو

مرغان کشیده اند سر خود به زیر بال

بر سیر باغ بلبل ما را دماغ کو

از قمریان به گوش صدایی نمی رسد

فریاد عندلیب و نواهای زاغ کو

ای باغبان چرا به چمن پا نمی نهی

خاری که بود بر سر دیوار باغ کو

جز یک نفس نشاط جهان را مدار نیست

پروانه رفت صبح دمید و چراغ کو

ای گلفروش غنچه صفت گشته یی خموش

گل کرد زخم خار و زبان سراغ کو

بیهوده سیدا چه کشی منت از طبیب

امروز مرهمی که خورد خون داغ کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳افتاد بر سر من سودای کاکل تو
  2. شمارهٔ ۴۹۴آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
  3. شمارهٔ ۴۹۵آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
  4. شمارهٔ ۴۹۶باشد به بام دیده من جای خواب تو
  5. شمارهٔ ۴۹۷ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو
  6. شمارهٔ ۴۹۸بیا که غنچه شد ای سرو من چمن بی تو
  7. شمارهٔ ۴۹۹ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
  8. شمارهٔ ۵۰۰در خوان منعمان به امید عطا مرو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.