پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو

بر شاخ گل رواج به بلبل ترانه کو

خم بی دماغ و شیشه تهی سرنگون قدح

با ساکنان میکده اسباب خانه کو

از ناقه بلبلان به گلستان گداختند

ای باغبان به مرغ چمن آب و دانه کو

سرو از هجوم زاغ و زغن گشت پایمال

ای قمریی غریب تو را آشیانه کو

بر لوح خاک پادشهان این نوشته اند

ای آنکه بود بر سر تو شامیانه کو

از آه بی اثر چو نفس سینه ها پر است

ترکش لبالب است ز تیر و نشانه کو

فیضی که بود بر در ارباب جود رفت

سرها که فرش بود در این آستانه کو

بر خون یکدیگر همه خلق تشنه اند

رحمی که بود در دل اهل زمانه کو

دل گرمی سمندر و پروانه را نماند

بر شمع سرکشی و در آتش زبانه کو

باد صبا ز طره سنبل کشیده دست

کاکل بیجا و بر کف مشاطه شانه کو

ای سیدا به روی جوانان حیا نماند

در چشم بوالهوس نگه عاشقانه کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
  2. شمارهٔ ۴۹۵آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
  3. شمارهٔ ۴۹۶باشد به بام دیده من جای خواب تو
  4. شمارهٔ ۴۹۷ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو
  5. شمارهٔ ۴۹۸بیا که غنچه شد ای سرو من چمن بی تو
  6. شمارهٔ ۴۹۹ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
  7. شمارهٔ ۵۰۰در خوان منعمان به امید عطا مرو
  8. شمارهٔ ۵۰۱برده‌ام امروز بوی خوش ز باغ تازه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.