پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۷

ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو

بیرون ز خانه ای چمن دلگشا مرو

محراب از انتظار تو آغوش کرده وا

بر خانه خدا ز برای خدا مرو

یکجا نشین به معنی بیگانه خوی کن

بیرون ز خود به هر سخنی آشنا مرو

ناموس بلبل چمن خود مده به باد

چون بوی گل به آه نسیمی ز جا مرو

جای تو چشم من بود ای نور چشم من

مانند سرمه سر زده در دیده ها مرو

هر جا رود ز سایه جدا نیست آفتاب

کم نیستم ز سایه تو از من جدا مرو

مانند کوه پای به دامن کشیده دار

چون برگ کاه بر طرف کهربا مرو

ماهی به آب زنده و من با وصال تو

یعنی که دور از نظر سیدا مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۹ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
  2. شمارهٔ ۵۰۰در خوان منعمان به امید عطا مرو
  3. شمارهٔ ۵۰۱برده‌ام امروز بوی خوش ز باغ تازه‌ای
  4. شمارهٔ ۵۰۲فصل نوروز است می‌آید هوای تازه‌ای
  5. شمارهٔ ۵۰۳برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهسته
  6. شمارهٔ ۵۰۴ز بیم نرگس مستت پرید رنگ پیاله
  7. شمارهٔ ۵۰۵دل همچو اشک بر سر مژگان برآمده
  8. شمارهٔ ۵۰۶دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.