پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

ز بیم نرگس مستت پرید رنگ پیاله

به دور چشم تو کم یافت شیشه سنگ پیاله

چو تو به رنجش ساغر نخواهم از این پس

که دیر صلح بود طبع زود جنگ پیاله

چه حظ بود ز تماشای غنچه مرغ چمن را

چگونه شاد شود دل ز طرف تنگ پیاله

ز دست اهل طمع منعمان غریب به تنگ اند

مباد گردن مینا فتد به جنگ پیاله

شکست خاطر ما سیدا شکست دل است

به بزم باده کشان عار ماست تنگ پیاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
  2. شمارهٔ ۵۰۷دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده
  3. شمارهٔ ۵۰۸تا ز پیش چشم من ای دشت‌پیما رفته‌ای
  4. شمارهٔ ۵۰۹پنجه‌ام هرگز نرفته بر در کاشانه‌ای
  5. شمارهٔ ۵۱۰تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای
  6. شمارهٔ ۵۱۱نوخط من ز سفر تا به وطن آمده‌ای
  7. شمارهٔ ۵۱۲چهره افروخته همچون گل باغ آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۱۳جانب کلبه‌ام ای ماه‌جبین آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.