پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای

شمع افتادست همچون مرده پروانه‌ای

رفتی و بزم مرا یکسر پریشان ساختی

نی صراحی پیش ساقی نی به جا پیمانه‌ای

آمدم چون آفتاب از دست تنهایی به جان

روزگاری شد نمی‌یابم به خود هم‌خانه‌ای

جوش سودای تو هردم می‌زند سنگم به سر

می‌روم در کوچه‌ها مانندهٔ دیوانه‌ای

جست‌و‌جویت می‌کنم از خود نمی‌یابم خبر

گاه از هم‌صحبتان جویم گه از دیوانه‌ای

استخوانم توتیا خواهد شد از جور فلک

در گلوی آسیا افتاده‌ام چون دانه‌ای

سیدا از خانه‌ام تا آن پری‌رو رفته است

کشته شمع کلبه‌ام دیوانه پروانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲چهره افروخته همچون گل باغ آمده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۱۳جانب کلبه‌ام ای ماه‌جبین آمده‌ای
  3. شمارهٔ ۵۱۴مرا در کشور تسلیم یارب تاج شاهی ده
  4. شمارهٔ ۵۱۵چهره افروخته از باده ناب آمده‌ای
  5. شمارهٔ ۵۱۶می‌کشم می هر سحر با می‌پرست تازه‌ای
  6. شمارهٔ ۵۱۷از شکایت دل نمی‌سازد ز ما اندیشه‌ای
  7. شمارهٔ ۵۱۸تا تو ای یوسف مصری ز سفر آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۱۹برده دل را از بر من نونهال تازه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.