پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

می‌کشم می هر سحر با می‌پرست تازه‌ای

باده بخشد نشئه دیگر ز دست تازه‌ای

کاکل مشکین به دوش افگنده پیدا شد ز دور

در صف دل‌ها پدید آمد شکست تازه‌ای

همچو نرگس در چمن ساغر به دست ایستاده‌ام

آرزو دارم که بینم چشم مست تازه‌ای

پنجه خود را نگارین کرده آمد بر سرم

این ستمگر باز پیدا کرد دست تازه‌ای

سیدا از سبحه بر کف دی برهمن دید و گفت

بر در بتخانه آمد بت‌پرست تازه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸تا تو ای یوسف مصری ز سفر آمده‌ای
  2. شمارهٔ ۵۱۹برده دل را از بر من نونهال تازه‌ای
  3. شمارهٔ ۵۲۰در دلم افتاده همچون لاله داغ تازه‌ای
  4. شمارهٔ ۵۲۱برده در پیری دل از دستم جوان تازه‌ای
  5. شمارهٔ ۵۲۲جان به لب آمده و نیست ز جانان مددی
  6. شمارهٔ ۵۲۳ای سرو مایل قد دلجوی کیستی
  7. شمارهٔ ۵۲۴هر کوچه باغ دیده ام ای گل خوش آمدی
  8. شمارهٔ ۵۲۵ای شمع بر سر من گریان خوش آمدی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.