پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۰

در دلم افتاده همچون لاله داغ تازه‌ای

خانه‌ام گردیده روشن از چراغ تازه‌ای

غنچه پژمرده امید من گل کرده است

ای نسیم صبحدم دارم دماغ تازه‌ای

سیر گلزار ارم را از نظر افگنده‌ام

خورده چشمم آب تا از روی باغ تازه‌ای

دیده را از بهر پابوسش تسلی می‌دهم

هر زمان از خویش می‌سازم سراغ تازه‌ای

سیدا تا دامن محشر نمی‌آیم به هوش

خورده‌ام تا می چو منصور از ایاغ تازه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۲جان به لب آمده و نیست ز جانان مددی
  2. شمارهٔ ۵۲۳ای سرو مایل قد دلجوی کیستی
  3. شمارهٔ ۵۲۴هر کوچه باغ دیده ام ای گل خوش آمدی
  4. شمارهٔ ۵۲۵ای شمع بر سر من گریان خوش آمدی
  5. شمارهٔ ۵۲۶رفتی و شوری به جان ناتوان انداختی
  6. شمارهٔ ۵۲۷سر مگو آنکه شود خم پی احسان کسی
  7. شمارهٔ ۵۲۸مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی
  8. شمارهٔ ۵۲۹مرا در بحر غم چون موج آب انداختی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.