پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

ای سرو مایل قد دلجوی کیستی

خم گشته از تصور ابروی کیستی

چون غنچه سر به جیب تفکر نهاده یی

چون گل دریده پیرهن از بوی کیستی

هر سو چو باد صبحدم آشفته می روی

در جستجوی نکهت گیسوی کیستی

نبشته بر رخ تو غباری ز مشک ناب

امروز خاکمال ز هندوی کیستی

آرام چون سپند نداری به هیچ جای

ای آفتاب سوخته روی کیستی

سر در پی غزال تو دارند آهوان

تو خود فریب خورده آهوی کیستی

شبها به دیده خواب نداری چو سیدا

قربان شوم بگوی دعاگوی کیستی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵ای شمع بر سر من گریان خوش آمدی
  2. شمارهٔ ۵۲۶رفتی و شوری به جان ناتوان انداختی
  3. شمارهٔ ۵۲۷سر مگو آنکه شود خم پی احسان کسی
  4. شمارهٔ ۵۲۸مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی
  5. شمارهٔ ۵۲۹مرا در بحر غم چون موج آب انداختی رفتی
  6. شمارهٔ ۵۳۰مرا آورده بر سر لشکر سودا شبیخونی
  7. شمارهٔ ۵۳۱مرا ای شعله خود در تاب و تب انداختی رفتی
  8. شمارهٔ ۵۳۲ز دستم می کشد دامن بهار افشان گریبانی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.