پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده

در پیش چون عارفان عاشقان کل آمده

بهر طوف آستان کوی آن گل پیرهن

از گلستان خانه خیز امروز بلبل آمده

ساکنان هند را نقش پریشان ساخته

پیش پیش کاروانش بوی سنبل آمده

بهر دامنگیریش قد راست کرده ارغوان

از برای خیربادش نکهت گل آمده

شمع خود را کرده پنهان در میان دود آه

سوی بزمم تا پریشان کرده کاکل آمده

تا نهاده پا به سیر کوچه باغ بوستان

از چمن بیرون به استقبال او گل آمده

سیدا خود را چو قمری در قفس انداخته

بس که سرو او ز سر تا پا تغافل آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹پنجه‌ام هرگز نرفته بر در کاشانه‌ای
  2. شمارهٔ ۵۱۰تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای
  3. شمارهٔ ۵۱۱نوخط من ز سفر تا به وطن آمده‌ای
  4. شمارهٔ ۵۱۲چهره افروخته همچون گل باغ آمده‌ای
  5. شمارهٔ ۵۱۳جانب کلبه‌ام ای ماه‌جبین آمده‌ای
  6. شمارهٔ ۵۱۴مرا در کشور تسلیم یارب تاج شاهی ده
  7. شمارهٔ ۵۱۵چهره افروخته از باده ناب آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۱۶می‌کشم می هر سحر با می‌پرست تازه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.