پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهسته

کشد خار انتقام از بوستان آهسته آهسته

چو شمع از فکر رویش رفته رفته آب گردیدم

فتاد این آتشم در مغز جان آهسته آهسته

میان ما و او یکذره کلفت سد آهن شد

شود ریگ روان کوه گران آهسته آهسته

چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فردا

ز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته

چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فردا

ز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته

به رویش زلف و خط چندان هجوم آورد می ترسم

کند این ملک را هندوستان آهسته آهسته

از آن روزی که من خود را نشان تیر او کردم

فتادم دور از آن ابروکمان آهسته آهسته

ببر آن قد موزون خواهد آمد صبر باید کرد

شود صاحب ثمر نخل جوان آهسته آهسته

چو گل امروز اگر چه بر سر هنگامه جا دارد

نشنید عاقبت بر آستان آهسته آهسته

به وقت سبزه نتوان زود رفتن سیدا از باغ

ببر پیوند از خط بتان آهسته آهسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵دل همچو اشک بر سر مژگان برآمده
  2. شمارهٔ ۵۰۶دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
  3. شمارهٔ ۵۰۷دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده
  4. شمارهٔ ۵۰۸تا ز پیش چشم من ای دشت‌پیما رفته‌ای
  5. شمارهٔ ۵۰۹پنجه‌ام هرگز نرفته بر در کاشانه‌ای
  6. شمارهٔ ۵۱۰تا تو رفتی انجمن گردید ماتم‌خانه‌ای
  7. شمارهٔ ۵۱۱نوخط من ز سفر تا به وطن آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۵۱۲چهره افروخته همچون گل باغ آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.