پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

در خوان منعمان به امید عطا مرو

مانند دانه در گلوی آسیا مرو

از دردسر به صندل مردم مکن رجوع

بهر دوا به جانب دارالشفا مرو

سر در قبای تنگ کش و غنچه خسب باش

چون گل به باغ دهر به کسب هوا مرو

نفعی به کس ز دوستی سخت روی نیست

از جای خود به جذبه آهن ربا مرو

گردد اگر به فرق سرت سنگ آسیا

در جستجوی سایه بال هما مرو

پهلوی خود ز نقش تعلق نگاه دار

در خانه یی که هست در و بوریا مرو

چون گردباد روزیی خود را بکن ز خاک

بر گرد خویش گرد سوی آسیا مرو

مردم اگر به چشم تو را جای می دهند

در دیده ها در آمده چون توتیا مرو

خود را مساز رنجه به آوازه سخا

دنبال کاروان به صدای درا مرو

از گیر و دار قصر لئیمان حذر نمای

در خانه بخیل روی بی عصا مرو

در راه حق چو رابعه خود را نگاه دار

گر کعبه پیشتاز تو آید ز جا مرو

برگ خزان رسید به گلشن چه می کند

ای باد صبح در طلب سیدا مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲فصل نوروز است می‌آید هوای تازه‌ای
  2. شمارهٔ ۵۰۳برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهسته
  3. شمارهٔ ۵۰۴ز بیم نرگس مستت پرید رنگ پیاله
  4. شمارهٔ ۵۰۵دل همچو اشک بر سر مژگان برآمده
  5. شمارهٔ ۵۰۶دل از خود رفته شوری بر من دیوانه افتاده
  6. شمارهٔ ۵۰۷دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده
  7. شمارهٔ ۵۰۸تا ز پیش چشم من ای دشت‌پیما رفته‌ای
  8. شمارهٔ ۵۰۹پنجه‌ام هرگز نرفته بر در کاشانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.