پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو

در صحن بوستان گل و بر دشت لاله کو

گل کرده غنچه و قفس از جوش نوبهار

ای مرغ بال بسته تو را آه و ناله کو

گردیده اند رام به صیاد آهوان

آن وحشی که بود به چشم غزاله کو

کردی چو صفحه نامه اعمال خود سیاه

ای بوالفضول مزد کتاب و رساله کو

بهر هوای نفس ز خلوت شدی برون

ای شیخ شهر طاعت هفتاد سال کو

خط آمد و گرفت ز یار انتقام ما

ای آنکه بود صاحب چندین حواله کو

ای سیدا ز عشق نشانی به دهر نیست

داغی که بود بر جگر ما و لاله کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو
  2. شمارهٔ ۴۹۸بیا که غنچه شد ای سرو من چمن بی تو
  3. شمارهٔ ۴۹۹ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
  4. شمارهٔ ۵۰۰در خوان منعمان به امید عطا مرو
  5. شمارهٔ ۵۰۱برده‌ام امروز بوی خوش ز باغ تازه‌ای
  6. شمارهٔ ۵۰۲فصل نوروز است می‌آید هوای تازه‌ای
  7. شمارهٔ ۵۰۳برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهسته
  8. شمارهٔ ۵۰۴ز بیم نرگس مستت پرید رنگ پیاله
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.