پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو

شدست خشک دهان پیاله ها بی تو

ز هیچ گوشه صدایی برون نمی آید

گره شد به گلو آه و ناله ها بی تو

کبوتری که برد نامه ها را نمی یابم

نوشته طوطی کلکم رساله ها بی تو

خمیده پشت جوانان به زیر بار غمت

برابرند به هفتاد ساله ها بی تو

به روی باغ بود سبزه نیش زهرآلود

شدست چشمه خون داغ لاله ها بی تو

ستاده اند به یکجا چو آهوی تصویر

نگه رمیده ز چشم غزاله ها بی تو

ز دستبرد فلک ساغری به جای نماند

شکسته سنگ حوادث پیاله ها بی تو

کسی به داد دل ما و سیدا نرسید

به گلشن آمده کردیم ناله ها بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
  2. شمارهٔ ۴۹۱آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
  3. شمارهٔ ۴۹۲آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
  4. شمارهٔ ۴۹۳افتاد بر سر من سودای کاکل تو
  5. شمارهٔ ۴۹۴آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
  6. شمارهٔ ۴۹۵آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
  7. شمارهٔ ۴۹۶باشد به بام دیده من جای خواب تو
  8. شمارهٔ ۴۹۷ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.