پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو

گاهی روم در آتش گاهی در آب بی تو

با غیر اگر چه حور است صحبت نمی برآید

همچون کتان گریزم از ماهتاب بی تو

مرغ کباب گردد در بزم من سمندر

طشت است پر ز آتش جام شراب بی تو

بهر شکست اعضا چون موج سعی دارم

خود را زنم به دریا همچون حباب بی تو

از جویبار جنت انگشت تر نسازم

در چشم من نماید موج سراب بی تو

از سایه می گریزم در فکر جستجویت

تنهارویست کارم ای آفتاب بی تو

در بزم می پرستان آب و نمک نباشد

پرواز کرده رفته مرغ کباب بی تو

تا رخت خود ز کشتی بیرون کشیده رفتی

پیچید به خود چو گرداب دریای آب بی تو

آید به بستر من خاصیت فلاخن

پهلو اگر گذارم بر جامه خواب بی تو

عمر گذشته ام را از سیدا چه پرسی

کی در حساب آید روز حساب بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
  2. شمارهٔ ۴۹۲آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
  3. شمارهٔ ۴۹۳افتاد بر سر من سودای کاکل تو
  4. شمارهٔ ۴۹۴آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
  5. شمارهٔ ۴۹۵آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
  6. شمارهٔ ۴۹۶باشد به بام دیده من جای خواب تو
  7. شمارهٔ ۴۹۷ای گل به سیر باغ چو باد صبا مرو
  8. شمارهٔ ۴۹۸بیا که غنچه شد ای سرو من چمن بی تو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.