پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی تو

خارم شکسته بر پا دستم بریده بی تو

بی روی تو نگاهم صیدیست زخم خورده

مژگان بود به چشمم تیر خلیده بی تو

از بوی صندل آید درد سرم به فریاد

از یاد سرمه افتد خاکم به دیده بی تو

برگ خزان به رویم سیلی زنان نشسته

ای گل بیا که عمریست رنگم پریده بی تو

از برق انتظاری بگداخت چشم زارم

بر کشتزار صبرم آفت رسیده بی تو

سر رشته امیدم از دست غم گسسته

پیراهن حیاتم بر تن دریده بی تو

بر زانوی تفکر دارم سر ارادت

در زیر بار کلفت پشتم خمیده بی تو

چون سیدا نداریم با خویش آشنایی

گردم به شهر و صحرا از خود رمیده بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵گردیده شمع بزمم بی آب و تاب بی تو
  2. شمارهٔ ۴۸۶پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تو
  3. شمارهٔ ۴۸۷شبها بود چراغم از دود آه بی تو
  4. شمارهٔ ۴۸۸پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو
  5. شمارهٔ ۴۸۹شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو
  6. شمارهٔ ۴۹۰شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
  7. شمارهٔ ۴۹۱آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
  8. شمارهٔ ۴۹۲آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.