پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

نمی نهم به در باغ خلد پا بی تو

نمایدم به نظر کام اژدها بی تو

ز رفتن تو جنون روی بر من آورده

به کوه و دشت گریزم ز آشنا بی تو

ز دوریی تو اسیرم بکنده زانو

مقید است به زنجیر دست و پا بی تو

ز پشت کلبه من آفتاب می گذرد

رمیده است ز کاشانه ام ضیا بی تو

کنند خنده به ناکامیم گل و غنچه

ز عندلیب به گوشم رسد نوا بی تو

فرو رفتن تو شده غنچه خسپ لاله و گل

نکرده است چمن سینه بر هوا بی تو

ز گریه خانه به سیلاب دادم و رفتم

ز سوز دل زدم آتش به بوریا بی تو

چو سایه از ته دیوار خود نمی جنبم

نمی روم من بیچاره هیچ جا بی تو

بهر زمین که گذارم قدم بسر غلتم

خورم ز گردش افلاک پیش پا بی تو

مرا اگر به تماشای لاله زار برند

بود به دیده من دشت کربلا بی تو

به فکر خواب سرم تا به روز می گردد

شدست بالش من سنگ آسیا بی تو

فراق تو زده آتش به ساکنان چمن

نهاده اند چو گل سینه بر هوا بی تو

به سیدا نظر ای لاله رو نمی سازی

گرفته چهره او رنگ کهربا بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی تو
  2. شمارهٔ ۴۸۴هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو
  3. شمارهٔ ۴۸۵گردیده شمع بزمم بی آب و تاب بی تو
  4. شمارهٔ ۴۸۶پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تو
  5. شمارهٔ ۴۸۷شبها بود چراغم از دود آه بی تو
  6. شمارهٔ ۴۸۸پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو
  7. شمارهٔ ۴۸۹شبها چو شمع دارم حال خراب بی تو
  8. شمارهٔ ۴۹۰شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.