پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من

ز شب تا روز بی پروانه می سوزد چراغ من

گل نشکفته ام عمریست سر در پیرهن دارم

تماشای چمن رفتست بیرون از دماغ من

به تکلیفم اگر آید برون از راه برگردد

نفس کوتاه گردد صبحدم را از سراغ من

هوس کردم ز لعلت نوشدارو نیشها خوردم

مشبک گشته همچون خانه زنبور داغ من

غلط کردم علاج خویش جستم از تو ای لاله

تو هم چون گل نهادی داغ بر بالای داغ من

گلستان مرا آباد دارد سست بنیادی

نه آساید کسی در سایه دیوار باغ من

به ناخن دست بیعت داده زخم سینه ام چون گل

نمی یابم طبیبی تا نهد مرهم به داغ من

عصا بر کف مهیا کرده است از شمع پروانه

ز شب تا روز سرگردان بود بهر سراغ من

به بوی روغن آب است شبها خانه ام روشن

دل پروانه می سوزد به احوال چراغ من

چراغان می کنم هر شام و بخت تیره می آید

تماشا می توان کردن به شبها گشت زاغ من

شود از آب یک سرچشمه چندین کشتها حاصل

رساند لاله و گل نسبت خود را به داغ من

ز دوران آنقدر ای سیدا آزردگی دارم

نمک را می شمارد مرهم کافور داغ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
  2. شمارهٔ ۴۷۶خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او
  3. شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
  4. شمارهٔ ۴۷۸ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
  5. شمارهٔ ۴۷۹وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
  6. شمارهٔ ۴۸۰شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او
  7. شمارهٔ ۴۸۱نمی نهم به در باغ خلد پا بی تو
  8. شمارهٔ ۴۸۲نمی نهم به تماشای گل قدم بی تو
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.