پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من

به خون غلطیده صید بسمل تیغ نگاهت من

اسیر غنچه خندان لعلت صد قفس بلبل

گریبان پیرهن چاک گل طرف کلاهت من

به گلشن بنده آزاد سرو قامتت قمری

غلام حلقه در گوش خط سنبل پناهت من

گدای مفلس بی خان و مان پیر تهیدستی

ز پا افتاده از خود رفته سرهای راهت من

به بزم دلبران گر دعویی شیرین لبی سازی

چو کوه بیستون امروز پا بر جا گواهت من

نگه بر عارضت چون سیدا دزدیده می سازم

چو پشت آئینه شرمنده روی چو ماهت من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳غریبم نیست همچون لاله دلسوزی به داغ من
  2. شمارهٔ ۴۷۴خوش آن روزی که می نوشیده می رفتی به باغ من
  3. شمارهٔ ۴۷۵ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
  4. شمارهٔ ۴۷۶خامه می پیچد به خود از خط چون زنجیر او
  5. شمارهٔ ۴۷۷مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
  6. شمارهٔ ۴۷۸ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
  7. شمارهٔ ۴۷۹وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
  8. شمارهٔ ۴۸۰شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.